چرا این موضوع اتفاق می افتد: میان سنین 2 تا 6 سال تصورات با سرعت بسیار زیادی رشد می کنند. با وجود اینکه این تصورات بیشتر اوقات در مورد اتفاقات خوب هستند ولی گاهی اوقات ممکن است کودکتان را در رابطه با بسیاری از چیزها عصبی کنند. زیرا کودکان در این سنین متفکران بسیار پیچیده ای هستند. با وجود زندگی بسیار فانتزی آنها از دنیای بزرگتر و خطرهایش آگاه هستند. در این سنین آنها حافظه طولانی تری دارند (بر خلاف کودکان کوچکتر) به همین دلیل یک تجربه منفی (مانند افتادن از تاب) ممکن است ترسی ماندگارتر در آن ها به وجود آورد. در این سن کودکان بسیار تاثیر پذیرند. (آهان، اگر یک هیولا تو اتاق دختری که دیشب مامان داستانش را تعریف کرد بود، پس ممکنه که تو اتاق من هم هیولا باشه!) یا اگر یکی از خواهر یا برادرانش از تاریکی می ترسد احتمالا دلیل خوبی است که او هم تصمیم بگیرد که بترسد.
آنچه که باید بدانید چیست: هر کاری که می کنید، او را مسخره نکنید، تحقیرش نکنید یا برایش دلیل منطقی نیاورید ( ببین، چه لامپ روشن باشه و چه خاموش اتاقت یک شکله). به او اطمینان دهید که خوابی که دیده واقعی نبوده و او در امنیت است- اگر لازم باشد چراغ را روشن کنید. این کارها به او نشان می دهد شما خطری که از نظر او بسیار واقعی است را درک نمی کنید و حتی ممکن است بیشتر احساس ترس کند چون احساس می کند شما نمی توانید از او محافظت کنید. به علاوه مسخره کردن باعث می شود که عزت نفسش را از دست بدهد.
آنچه که باید انجام دهید:
به ترسش اهمیت بدهید. اجازه بدهید در مورد آن حرف بزند (" به من بگو چی تو رو ترسونده") بدون آنکه احساسش را رد کنید (نگویید:" دخترای بزرگ که از تاریکی نمی ترسن").چگونه از ترس جلوگیری کنیم: کتاب، فیلم و سریالهای ترسناک ممنوع شود. و قطعا تهدیدهایی مثل "اگر درست رفتار نکنی آقا غوله میاد میبرتت" را انجام ندهید.
برچسب: تاریکی,
نویسنده: رضا رضوی